محمد محمودی: پایان درگیری مستقیم میان ایران، آمریکا و اسرائیل هرچند در ظاهر به آتشبس انجامید، اما واقعیت میدانی خیلی زود نشان داد که این توافق بیشتر شبیه یک مکث شکننده است تا یک پایان واقعی. درست در زمانی که انتظار میرفت تنشها فروکش کند، اسرائیل حملات خود به لبنان را ادامه داد و بار دیگر […]
محمد محمودی: پایان درگیری مستقیم میان ایران، آمریکا و اسرائیل هرچند در ظاهر به آتشبس انجامید، اما واقعیت میدانی خیلی زود نشان داد که این توافق بیشتر شبیه یک مکث شکننده است تا یک پایان واقعی. درست در زمانی که انتظار میرفت تنشها فروکش کند، اسرائیل حملات خود به لبنان را ادامه داد و بار دیگر مواضع حزبالله را هدف قرار داد؛ اقدامی که عملاً آتشبس را بیمعنا کرد و نشان داد تلآویو این توافق را صرفاً محدود به جنگ با ایران میبیند، نه جبهه شمالی. از نگاه اسرائیل، تهدید حزبالله پروندهای مستقل است و توقف درگیری با تهران الزاماً به معنای توقف عملیات در لبنان نیست. همین برداشت امنیتی باعث شد آتشبس پیش از آنکه فرصت تثبیت پیدا کند، در عمل شکسته شود.
در چنین فضایی، حزبالله که در جریان جنگ در کنار ایران قرار داشت، نمیتوانست در برابر ادامه حملات اسرائیل منفعل بماند. حمله به لبنان فقط یک عملیات نظامی نبود؛ حامل پیام سیاسی و راهبردی بود. اگر حزبالله سکوت میکرد، این سکوت بهسرعت به تضعیف موقعیت منطقهای ایران تعبیر میشد و موازنهای را که در طول جنگ شکل گرفته بود، برهم میزد. به همین دلیل، ادامه حملات اسرائیل علیه لبنان نهتنها امنیت این کشور را تهدید میکرد، بلکه مستقیماً معادله بازدارندگی ایران را هدف قرار میداد.
در تهران، این وضعیت بهعنوان نقض آشکار آتشبس تلقی شد. ایران از ابتدا آتشبس را توافقی جامع میدانست؛ توافقی که باید همه جبههها را دربرگیرد، نه اینکه اسرائیل در یک جبهه توقف کند و در جبهه دیگر عملیات را تشدید نماید. از این منظر، حمله اسرائیل به حزبالله در لبنان چیزی جز بیاعتنایی به توافق و تلاشی برای تغییر موازنه نبود. واکنش تهران نیز در همین چارچوب شکل گرفت: ایران با شلیک موشک پیامی روشن و بازدارنده ارسال کرد؛ پیامی که نشان میداد متحدانش را پس از پایان جنگ تنها نمیگذارد و لبنان بخشی از معادله امنیتی تهران است. این اقدام بیش از آنکه یک عملیات نظامی باشد، یک علامت سیاسی بود؛ علامتی که تأکید میکرد هرگونه تعرض به حزبالله،«پس از آتشبس»بیپاسخ نخواهد ماند.
مجموع این تحولات نشان میدهد که اگرچه جنگ مستقیم پایان یافته و دو طرف در آتش بس قرار دارند، اما ساختار امنیتی منطقه همچنان سیال، شکننده و واکنشی است. آتشبس در چنین فضایی نه یک پایان قطعی، بلکه یک توقف موقت است که هر اقدام یکجانبه میتواند آن را برهم بزند و چرخه بازدارندگی را دوباره فعال کند. آرامش پس از جنگ، بیش از آنکه نشانه ثبات باشد، یادآور این واقعیت است که معادلات قدرت در خاورمیانه هنوز در حال بازتعریفاند و هیچچیز قطعی نیست.
دیدگاهتان را بنویسید