علت بدبختی و عقب افتادگی بسیاری از جوامع ، انتخاب و نشاندن «مدیران تصادفی» بر مسند امورات در حکومت و سازمان ها است.
کسانیکه می توانند در عرض چند سال کشوری چون سوئیس را تبدیل به اتیوپی کنند.
جایی می خواندم که مدیران تصادفی کسانی هستند که با یک تصادف و به صورت اتفاقی، به یک پست مدیریت رسیده‌اند‎.
🔸 مدیران تصادفی، بیشتر کارکنان سازمان را « تهدید » می‌دانند و همواره احساس می‌کنند همه در صدد هستند جایگاه آنها را تصاحب کنند‎.
🔸 مدیران تصادفی، تصمیم‌های پراکنده‌ می‌گیرند و روند یکسانی در تصمیم‌های آنها مشاهده نمی‌شود.
گاه برای یک بخش به طرز گسترده‌ای هزینه ‏می‌کنند و گاه برای مدت طولانی، سرمایه‌گذاری برای یک واحد را فراموش می‌کنند‎.

🔸 مدیران تصادفی، بسیار دهن بین هستند.
از آنجا که آنها تخصصی در حوزه‌ مدیریت خود ندارند، معمولاً نظرشان، نظر آخرین فردی است که از اتاقشان ‏خارج شده است‎.
🔸 مدیران تصادفی، تصمیم‌های تکانشی می‌گیرند.
به سادگی افراد را جذب یا اخراج کرده و گاه به سادگی ارتقاء یا تضعیف می‌کنند.
آنها استراتژی بلندمدت ‏ندارند و تصمیم‌های آنها غیرقابل پیش‌بینی است‎

🔸 مدیران تصادفی، به نظام جاسوسی بسیار علاقمند هستند.

آنها ترجیح می‌دهند هر یک از کارمندان، مدام اطلاعاتی از سایر کارمندان را برای آنها افشا ‏کنند و حتی حاضرند سازمان را فربه‌تر کنند تا مطمئن باشند به ازاء هر کارمند، یک ناظر وجود دارد‎.

🔸 مدیران تصادفی، معیار انتخاب اطرافیان خود را « وفاداری » می‌دانند و نه « تخصص ».
چرا که وجود نیروی متخصص، وجود آنها را زیر سوال می‌برد اما ‏وجود افراد وفادار، .‌‌‌.. متملق و بی‌تخصص، می‌تواند چتر حمایتی مطمئن برای آنها باشد‎.

🔸 مدیران تصادفی، تشنه‌ عنوان، مدرک، تقدیرنامه و … هستند و هزینه‌های جدی برای خریداری این نوع اسناد پرداخت می‌کنند‎.
🔸 مدیران تصادفی، سازمان را محل تفریح می‌دانند و نه محل کسب‌وکار.
به همین دلیل گاه کارمندانی را در اطرافشان می‌بینی که هرگز نمی‌توانی ‏توانمندی خاصی در آنها یافته و یا دلیل خاصی برای حضور آنها بیابی‎.
🔸 مدیران تصادفی از کارکنان رده پایین‌تر فاصله گرفته و خود را ایزوله می‌کنند.
چون درک چندانی از وضعیت سازمان، مشکلات، دغدغه‌ها و … ندارند و ‏عملاً زبان مشترکی بین آنها و کارکنان وجود ندارد.‏
🔸 مدیران تصادفی از جلسات متعدد استقبال می‌کنند.
در جلسه‌های میان کارکنان، می‌توانند لغت‌های جدید بیاموزند و تا حدی با کار آشنا شوند و جملاتی ‏را در حافظه‌ی خود،‌ برای استفاده‌های آتی و توبیخ سایر کارکنان ثبت کنند‎.
🔸 مدیران تصادفی، کارکنان خود را فقط در زمانی که نیازمند آنها هستند، « می‌بینند ».برای یک جلسه یا ‏یک پروژه صدا زده می‌شود و به محض اینکه کار مدیر با او تمام شد به فراموشی سپرده می‌شود‎.‎
برای بهبود جامعه و بالا بردن سرعت سازمان ها در رسیدن به اهداف ، باید مدیران تصادفی حذف شوند.
انواع مدیریت های فامیلی ، اتوبوسی ، دامادها ، کوتوله ها ، بی لیاقت ها و … زیر مجموعه مدیریت تصادفی هستند .و در نگاه کلان تر، ویژگی مشترک این گروه از مدیران اینه که در موقعیتی قرار گرفته اند که به آن تعلق ندارند…
نظر شما در مورد این مدیران چیست ؟

📝 محمود مرادی

  • شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

    - کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
    - آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد